تا شنبه فاصله هاست
مثلن یک دره با هشتاد تا کوه
و دشتی آسیمه از بره های شوریده گی ذهن!
قلمرویی پر از پچ پچ سایه ها و هراس های شیوا
و « *کل کلات » هایی که گول ت می زنند
- زده اند!
و قصه هایی پر از غول و نیرنگ حور- آدم و آینه های کاشی
و خواب های تخدیری در گودال های خنجر و خار و درفش
جاده های بزروی پر از هول و ولا
که رژه ی هر گله ای ش در یاد نیست!
تا شنبه فاصله هاست
با فرصت هایی به شدت کاهی
و خبر مرگ عتیق گیاهَ ش در پیش
و مجال شلنگ اندازی باد در معبر ستاره
- هیهات!
در برکه چه آواز غریب کولیان!
چه ساز مهیب باز- خاموشی!
چه هلهله ی مشکوک و مبهم جن – پریان!
و رویای پونه را
با چشم های ترسیده
میان بیشه
گم کردیم!
............................................
کل کلات = پرنده ای خاکستری با کاکلی در سر . همان کاکلی
اهواز 20 فروردین 87
+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 1:16  توسط شهرام گراوندی
|
