يك داستاننويس گفت: در زبان فارسي با فقدان واژه مواجهايم.
شهرام گراوندي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان خاطرنشان كرد: زبان فارسي زنده و پويا نيست چراكه از منظر جهاني كه به آن مينگريم، متوجه ميشويم حيطه بسط و گسترش زبان فارسي از ديرباز به همين مرزهاي جغرافيايي خودمان و افغانستان (تازه يك بخشي از آن) و يا بعد از فروپاشي كمونيسم شوروي كشور كوچك ديگري به نام تاجيكستان محدود شده است. وي تاكيد كرد: زبان فارسي زنده و پويا نيست چراكه پا به پاي رشد و پيشرفت جهاني رشد نكرده و فيالمثل براي سيل واژههاي فني و كاربردي جديد كه به همراه سرعت سرسامآور تكنولوژي در دنيا پيدا شده كم آورده و به ناچار واژهها را به جز مواردي اندك به همان شكل و ريختي كه هست پذيرفته و توان معادلسازي و قدرت برابري با واژههاي جديد ندارد. حتي در مقايسه با زبان عربي و يا تركي ميبينيم كه اين توان در زبان فارسي به جز مواردي انگشت شمار قابل مشاهده نيست. او اضافه كرد: زبان فارسي زنده و پويا نيست چراكه حتي براي ابزار و اشيا و موقعيتهاي غيرفيزيكي و فيزيكي نيز كه از ديرباز به فرهنگ كلامي ما وارد شده هنوز واژهزايي نكرده است. براي مثال " شير" نمونه بارز و معروفي است براي اين ناتواني كه در زبان فارسي به دليل قحط واژه براي سه مورد مختلف از كلمه " شير " استفاده ميكنيم و جايگزيني براي آن سراغ نداريم. گراوندي در ادامه گفت: مشكل ديگري كه در همين زمينه وجود دارد مقاومت نهادينه شده و سنگيني است كه در برابر واژهسازي وجود دارد. مثلا براي همين " شير " كدام واژه را به جاي " شيرآب " به كار ببريم كه خندهدار به نظر نيايد؟ آب چكان؟ آبريز؟ يا به جاي " شير جنگل " چه كلمه در فارسي وجود دارد؟ تكليفمان با " شير نوشيدني " چيست؟ واقعا چارهاي نيست. اين نويسنده بيان كرد: ببينيد انگليسي زبانها چقدر زيبا و فاخر مينويسند. منظورم خط نيست. منظورم انشار و نگارش است. ما در نگارش هم بسيار سر به هواييم. بسيار ضعيف هستيم. حتي در سطح دانشگاهرفتههاي ما نيز به ندرت كسي پيدا ميشود كه واجد انشاي قوي باشد. او تصريح كرد: آموزش و پرورش و دانشگاههاي ما بيشترين بلا را به روز زبان فارسي آوردهاند. وقتي انشا و نگارش به عنوان زنگ تفريح دروس تلقي ميشود و توجه نميشود كه خوب نوشتن و آشنايي با زبان بايد در تمام سطوح تحصيلي نهادينه شود، بديهي است كه اين مشكلات به جاي آسان شدن روزبهروز و نسل به نسل محكمتر و فربهتر ميشوند. گراوندي خاطرنشان كرد: ما به دليل علاقه و عشقي كه به زبان مادريمان داريم و به لحاظ تعصبي كه به آن ميورزيم نبايد چشممان را به روي اين واقعيت تلخ ببنديم كه زبان ما قدرت جابهجايي واژه، معادلسازي، برابري و يكسانسازي موقعيتها و كاركردهاي زباني را در مقابل ديگر زبانها ندارد. اوضاع وقتي بدتر ميشود كه ما منكر كمبود توانمندي زبان خود هم ميشويم كه اين ميشود همان جهل مركب. وي گفت: وقتي زبان فارسي را با زبان كشورهاي آمريكاي لاتين، يا كشورهاي اروپايي يا غيره مقايسه ميكنيم بيشتر به نظر ميرسد كه زبان فارسي بيشباهت به زبانهاي متعدد آفريقايي است چراكه فيالمثل در برابر نفوذ واژههاي غربي، عربي، تركي و ... سهم صادرات واژههاي فارسي در اين زبانها بسيار اندك و انگشتشمار است و از ديگر سو مثلا تبادل فرهنگي با كالاهايي مانند كتاب يا فيلم اين تبادل به طور كل يك سويه است و ما صرفا وارد كنندهايم. اين شاعر در ادامه خاطرنشان كرد: ميزان چاپ كتابهاي مولفان فارسي زبان بسيار اندك است و در مقياس جهاني سهم ناچيزي به ما تعلق دارد و يا اگر صادراتي صورت ميگيرد، بسيار ناچيز است و مخاطب آن چناني ندارند. وي درباره ويژگيهاي يك زبان زنده و پويا گفت: زبان زنده و پويا به زعم من بايد توان برابري در مقابل زايش موقعيتها، وضعيتها و ابزار و اشيايي كه پا به پاي رشد و تعالي بشري پاي به جهان مينهند، داشته باشد. همچنين توان برقراري ارتباطي منظم و چند سويه با ديگر زبانها، توان داد و ستد و هضم و پالايش واژههاي بيگانه، معادلسازي و آسان كردن تلفظ واژهها و قرنيهسازي و به فعل درآوردن كلمات و موقعيتهاي جديد را داشته باشد.
......................................................................................................
تکمله: این مصاحبه متن کامل گفت و گو نیست. حجم عمده ی گفت و گو حذف شده است. در کنگره ی زبانشناسی کیش متن کامل آن ارائه شده است که متاسفانه هنوز بروی اینترنت نرفته. لینک خبرگزاری ایسنا در ارتباط با این مطلب به قرار زیر است.
